الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 5

الغدير ( فارسي )

آفرين جان آفرين پاك را ! سخن در پيرامون « الغدير » - و ارج و شكوه آن - نه چندان به آسانى و كوتاهى توان گفت كه اين ناچيز ، پيشگفتار فشرده اى را در خور پرداختن به آن انگارد و نمايندهء ارزشى كه به اين شاهكار هوشربا مىنهد ، همين بس كه - با همهء دو دلى و خرده گيرىاش در پذيرفتن زمينه براى كند و كاو و ترجمه - بر گردن گرفت كه - با سرافرازى هر چه بيشتر - بخشهائى از اين نامهء سترك را جامهء پارسى بپوشاند و هر چند خود را كوچكتر از آن مىيافت كه - با پر و بالى ناتوان - در بيكران آسمانى چنين دور دست به پرواز آيد ، با اين همه ، مهر على - درود بر او باد - و بزرگداشت ابر مردى از شيفتگان پر تلاشش ، وى را دل داد تا به گستاخى نشيند و خامهء شكسته را به نام فرخندهء پيشوا آراسته و باز تاب آفتابى از دانش و پژوهش را در دل تنگ خويش بنمايد . وانگهى ؛ در جائى كه برترين سخنوران و كاوشگران و رهبران شيعه و سنى ، مسيحى و مسلمان ، ايرانى و هندى و عرب ( از مصر ، لبنان ، سوريه ، اردن ، عراق ، يمن و ديگر جاها ) در آستان اين گنجور برترىها به ستايش خوانى ايستاده‌اند - و نمودار برداشتهاشان را در آغاز هر يك از جلدهاى « غدير » مىتوان ديد - در اين هنگام ؛ انديشهء نارس مرا چه مايه كه با خود نمائى به كارى كودكانه برخيزد ؟ - خود ثنا گفتن زمن ترك ثنا است - پس شتابزده ؛ نيم نگاهى مىافكنم به چشم اندازى كه نگارندهء نامى ؛ همه جا زير بنياد بررسىهايش گرفته است تا برسم به اين جلد و به آنچه در پيرامون